bacheporoo


Blog For Free!


Archives
Home
2008 September
2008 August
2008 July
2008 June
2008 May
2008 April
2008 March
2008 February
2005 June
2005 April
2005 March
2005 February
2005 January
2004 December

My Links
سایت دانشگاه آزاد اسلامی مشهد
دانشکده علوم دانشگاه آزاد مشهد
نامه ای نوشته بر باد از امیر
هفته ، هفت روزه از بابک
کمیته علمی رشته آمار دانشکده علوم آزاد مشهد
خبر های جانور شناسی
وبلاگ صداقت از غزل
دانستنی های جانور شناسی
زمین شناسی 85
جوان ایران مهر از احسان
گوناگون از زیست شناسی از صالح

tBlog
My Profile
Send tMail
My tFriends
My Images


Sponsored
Blog



02.29.08 (12:33 am)   [edit]

داستان مرد و مردم مثل بقيه داستان ها با يکی بود يکی نبود شروع نمي شه چون تو اين قصه همه بودن و يکی نبود .
يکی که هميشه بود ولی با ما نبود .
مردم همه ميدونستن که مرد قصه کيه ولی هرگز اون و نشناختن مرد قصه نبود ولی هر بار که اون و ديدن نفهميدن که اون کيه و چی می خواد !
راستی ون کيه ؟ چرا مياد تو قصه ها ؟ چرا ميخواد واقعيتی رو که تو روشني روز  اتفاق مي افته تو تاريکي شب برای ما قصه کنه و بگه ؟
مگه ما تو روز روشنن خودمون اين همه داستان رنگارنگ رو نمي بينيم ؟
ولی باز هم مرد قصه می یاد داستانشو می گه یا بهتر بگم داستانمون رو می گه .......!

2 Comments
 
:O
02.27.08 (8:33 pm)   [edit]

 

 

 

 

0 Comments
 
LOGO